الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)
204
تفسير تطبيقى (فارسى)
هر چند رواياتى درباره اين جريان در مصادر فريقين يافت مىشود ليكن قلّت طرق و اضطراب در متن آنها از اعتبار اين روايات مىكاهد ، علّامه طباطبايى روايات اين حادثه را آحاد مىداند و مىگويد : قرينه قطعيّه ، اين روايات را همراهى نمىكند ازاينرو نمىتوان به آنها در تفسير آيه تبليغ استناد كرد . « 1 » آنان كه اين حادثه را با سند نقل كردهاند جملگى به نقل از سفيان بن عيينة از امام صادق عليه السّلام است « 2 » حاكم حسكانى نيز به سه سند ديگر از امام باقر عليه السّلام ، « 3 » حذيفة بن يمان « 4 » و ابو هريرة « 5 » آن را آورده است . در برخى از نصوص به جاى حارث بن نعمان ، جابر بن نضر بن حارث « 6 » و در برخى نعمان بن المنذر الفهرى « 7 » نقل شده و درباره محل حادثه و انگيزه آن نيز اختلاف در نقل به چشم مىخورد ، طبق روايت كلينى از ابى بصير ( و وى با سند مقطوع ) در جلسهاى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در ميان برخى از اصحاب خود در مدينه حضور داشتهاند ، حارث بن عمرو فهرى در آنجا درباره مناقب امام على از زبان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خشمگين شده بر خود نفرين مىكند و همينكه از مدينه بيرون مىرود ، گرفتار عذاب شده و در پى آن آيات سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . . . بر
--> ( 1 ) . الميزان ، ج 6 ، ص 57 ( 2 ) . شواهد التنزيل ، ج 2 ، ص 381 ، ح 1030 ، 1031 و به نقل از وى ، مجمع البيان ، ج 10 ، ص 530 و نيز ر . ك : ابن ماهيار ، محمد بن العباس به نقل از : هاشم بحرانى ، البرهان ، ج 4 ، ص 382 ؛ احمد ثعلبى ، الكشف و البيان ، ج 10 ، ص 35 . ( 3 ) . شواهد التنزيل ، ج 2 ، ص 382 ، ح 1032 ( 4 ) . همان ، ج 2 ، ص 383 ، 384 ، ح 1033 ، بر اساس بررسى علّامه امينى ، سند اين حديث از نظر خود اهل سنت صحيح و تمام رجال آن ثقات مىباشند . ر . ك : الغدير ، ج 1 ، ص 463 . ( 5 ) . همان ، ج 2 ، ص 385 ، ح 1034 ( 6 ) . الغدير ، ج 1 ، ص 460 به نقل از غريب القرآن ابو عبيد هروى . علّامه امينى مىگويد : « كراجكى اين شخص را به نام حسين بن محمد خارقى ، معرفى كرده است » . ( 7 ) . شواهد التنزيل ، ج 2 ، ص 384 ، ح 1033